اَشتاد

اَشتاد روز راستی و درستی و روز 26 ام هر ماه شمسی است

طلا و طلا

فیلم طلا و مس که هم اکنون در سینماهای کشور در حال اکران است یکی از آن فیلم هایی است که اگر قرار باشد سینمای ایران دارای هویت خاصی باشد این هویت را مدیون آنها می باشد. واقع نگری قوی و صحنه هایی که غم و شادی را همزمان و با لطافت خاص و کاملا قابل لمس به انسان منتقل می کند از ویژگی های برجسته ی این فیلم می باشد. نکته ی قابل توجه در این فیلم این است که همزمان دو حیطه ی اجتماعی را شامل می شود. اول بیماران ام اس و دوم زندگی یک طلبه را. توانایی نویسنده و کارگردان این فیلم در خلق داستانی ساده و پرمحتوا جذابیت فیلم را افزایش داده و باعث می شود که از دیدن آن کاملاً لذت ببرید.

اما یکی از مسائلی که از طرف برخی مسئولین و منتقدان به این فیلم نسبت داده شد از نکته های قابل توجه این فیلم بود. یکی از این اشخاص این فیلم را با مارمولک مقایسه کرده و دلیلی هم که برای اثبات مدعای خود آورده است این است که تهیه کننده هر دو فیلم یکی است. جدا از مضحک بودن این ادعا باید توجه کرد که ژانر این دو فیلم کاملاً با هم متفاوت است و مارمولک یک فیلم طنز بود که در اینجا قصد پرداختن به آن را نداریم.

اما اشکالاتی که به این فیلم گرفته شده است و عده ای آن را حمله به روحانیت قلمداد کرده اند به نظرم ناشی از  عدم درک صحیح منتقد از مفهوم سینما و داستان سرایی می باشد. اینکه مشکلات و نواقص احتمالی خانواده ی یک طلبه در کنار تمام زیبایی ها و سادگی های زندگی شان نمایش داده شده بود باعث می شود که این زندگی قابل لمس و واقعی به نظر برسد. مشکلاتی که در این زندگی وجود داشت، مثل عدم آگاهی از برخی مسائل خانواده احتمالاً در اثر عدم توجه کافی و سخت بودن ابراز زبانی عشق و علاقه برخی از خانواده های روحانی و غیرروحانی رایج است، در حالیکه زیبایی های این نوع زندگی به نحو کاملاً برجسته تر نمایش داده شده بود و برداشت مغرضانه از این نوع واقع گرایی از طرف برخی افراد ناشی از نداشتن سعه صدر و خود معصوم پنداری آنهاست که قائل به طلا بودن خود از ابتدا بوده و حاضر به طی مسیری برای طلا شدن نیستند. علاوه بر آن وقتی در یک فیلم، یک مشکل خانوادگی به یک شغل و موقعیت اجتماعی نسبت داده می شود بدین معنی نیست که این اشکال به کل افراد این طیف اجتماعی وارد باشد.

در قسمتی از فیلم در یک مقایسه ی کوتاه زندگی یک انسان طلبه با زندگی های مدرن بخوبی مقایسه شده است. مواجهه ی خانواده ی طلبه با پرستاری که علاوه بر رفاه ظاهری بهتر مشکلات خانوادگی جدی تری داشت به وضوح قصد به تصویر کشاندن زیبایی های واقعی یک زندگی ساده و به دور از تجملات و ناپایداری های خانواده های مدرن را دارد.

«خوشبختی یعنی دیدن چیزهای (به ظاهر) کوچک.»

ژوئن 20, 2010 نوشته‌شده به دست | مذهبی, نقد فیلم | | 2 دیدگاه

پنجاه سال پس از کشف اولین عنصر رادیواکتیو، اولین بمب اتمی بر روی سر مردم غیرنظامی رها شد.

در مورد سرعت پیشرفت علم

ژوئن 15, 2010 نوشته‌شده به دست | هویجوری | نوشتن دیدگاه

فساد دوم بنی اسرائیل

بسم‌الله. این مطلب را در حالی می‌نویسم که مردم مظلوم و بی‌گناه غزه در محاصره اسرائیلیان هستند. این مطلب را در حالی می‌نویسم که کودکان غزه از گرسنگی و غم می‌گریند و من از اینکه نمی‌توانم در مقابل ظالمین سینه سپر کنم. این مطلب را در حالی می‌نویسم که حقیقت خوی حیوانی اسرائیلیان بر همگان آشکار شده و مصلحت سیاسی مرا خانه‌نشین کرده‌است. این مطلب را در حالی می‌نویسم که زیر باد کولر نشسته‌ام،پس به تصر و نجات خوشبینم و مردم غزه . . .

مطالعه در مورد علائم ظهور مهدی موعود، یکی از علاقه‌مندی‌های من در دوران دبیرستان بود. در آن روزها بسیاری از کتاب‌های دسته اولِ حدیثی در علائم ظهور را مطالعه می‌کردم و سعی می‌کردم شخصیت‌های این احادیث را با بازیگران روز صحنه سیاست تطبیق دهم. الآن که به آن روزها نگاه می‌کنم متاسف می‌شوم، چرا این کار برای من به یک بازی تبدیل شده بود و از طرفی مثل قرص توهم‌زایی عمل می‌کرد که عوارض آن حتی در خواب هم همراه من بود. شاید مشاهده عینی مشارکت در بسیاری از واقعیت‌های جامعه سبب شد که من از آن عادت نه چندان مثبت دست بر دارم. در اثر این تجربه تلخ، نه تنها دیگر به سمت مطالعه چنین کتاب‌هایی هم نمی‌روم، کتابخانه خودم را از این آثار خالی کرده‌ام و در دسترس دیگران هم قرار نمی‌دهم.

تشیع با حضور در عینیت جامعه ملازم است و ظهور در بستر حضور در صحنه اتفاق می‌افتد و نه انتظار مخرب. حضور در عینیت جامعه، تعلیمی است که کتاب خدا به ما می‌دهد. «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏» در عرصه فردی و «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مابِأَنْفُسِهِم‏» در حوزه اجتماعی، هرگونه تنبلی و مفت‌خواری برای سعادت دنیوی و اخروی را بر ما حرام می‌کنند و این چنین مسلمانان را از انفعال به فعالیت وادار می‌کنند. در صورتی که تفکر یک منتظر این چنین باشد، دیگر آگاهی از علائم ظهور، کمی مبتذل جلوه می‌کند. چرا که او خود جامعه‌ساز است و خودش از عوامل ظهور!

پیشگویی‌های قرآن، پیشگویی‌هایی از جنس نوسترآداموس نیست. بلکه پیشگویی‌هایی است که غالبا انسان را به حضور در عرصه اجتماع دعوت می‌کند. مثلا «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَا لصَّالِحُون‏» می‌گوید که عده‌ای انسان باصلاحیت زمین را به ارث خواهند برد. اگرچه از منظر شیعیان، حقیقت این آیه در دولت مهدی موعود است و به صورت یک پیشگویی است، با این حال دعوت به کسب صلاحیت مبتنی بر تعلیمات قرآنی است. یعنی جنبه خبری این آیه مستتر و جنبه تربیتی آن عیان است. آیه‌ای برای تربیت عوامل ظهور!

با این همه، آیاتی در قرآن هستند که بر خلاف مسیر جاری قرآن، در آن سخن از پیشگویی‌هایی است که جنبه خبری آن همانند جنبه تربیتی آن در چشم می‌آید. واقعا نمی‌دانم که چرا جنبه خبری این آیه این چنین در چشم من بزرگ جلوه کرده‌است. ولی هرچه که هست ظاهراً این خبر بسیار مهم است که ما پیروان قرآن باید به آن آگاهی داشته باشیم (سوره اسرا).

ودركتاب به فرزندان اسرائيل خبرداديم كه: «قطعاً دوبار در زمين فساد خواهيدكرد، و قطعاً به سركشی بسيار بزرگی برخواهيد خاست.»

پس آنگاه كه وعده [تحقق‏] نخستين آندو فرارسد، بندگانی ازخود راكه سخت نيرومندند برشمامى‏گماريم، تاميان خانه‏ ها [يتان برای قتل وغارت شما] به جستجو در آيند، و اين تهديد تحقق‏يافتنی است.

پس [ازچندى‏] دوباره شما را برآنان چيره مى‏كنيم وشما را بااموال وپسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شمارا بيشترمى‏گردانيم.

اگرنيكی كنيد، به خود نيكی كرده‏ايد، واگر بدی كنيد، به خود [بدنموده‏ايد]. وچون تهديد آخر فرارسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و درمعبد[تان‏] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هرچه دستيافتند يكسره [آنرا] نابود كنند.

اميداست كه پروردگارتان شما را رحمت كند، و[لى‏] اگر [به گناه‏] بازگرديد [ما نيز به كيفر شما] بازمى‏گرديم، ودوزخ را براى كافران زندان قرار داديم.

در این موقعیت و اتفاقاتی که در رابطه با فلسطین می‌افتد، هیجانی به من دست داد تا آنچه در مورد این آیات می‌دانم را بنویسم. در میان همه پیشگویی‌ها و علائم ظهور، دوست دارم فقط به همین بپردازم چه که رگه‌های تربیتی خوبی در این آیه وجود دارد. دارایی‌های من از همین کتابهای تفسیر است و چیزی اضافه بر این ندارم. به اکثر تفاسیر در دسترس خود رجوع می‌کنم و بهترین نظر را در اینجا می‌نویسم. ترجیح می‌دهم از ذکر منابع اجتناب کنم ولی در هر صورت، آنچه که می‌نویسم از خودم نیست. تقدیم به شما!

وَقَضَيْنا إِلى ‏بَنِي إِسْرائِيل‏، قضا به معناى فيصله دادن به امرى است، چه با گفتار باشد و چه با عمل. گاهی قضا شکل دستوری دارد مثلا :»وَقَضى‏ رَبُّكَ أَلَّاتَعْبُدُو اإِلَّا إِيَّاه‏» که خداوند به صورت تشریعی حکمی صادر می‌کند. گاهی هم حکم خدا شامل اراده تکوینی اوست:»فَقَضاهُنّ َسَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْن‏». اما اگر ادامه آیه را در نظر بگیریم می‌بینیم که این دو معنا برای قضا در این آیه کمی نامناسب است. بلکه بهتر است بگوییم که وَقَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتاب ِلَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْن ‏کلمه قضا در این آیه به معنی خبر دادن است. این قضا، خبری است که خداوند از آینده می‌دهد ولی به معنی جبر نیست. یعنی هر کدام از بنی‌اسرائیل با خواست و اراده قلبی خود این کار را انجام می‌دهند و هر کدام هم که بخواهند از شمول این آیه خارج می‌شوند. در هر صورت چون این بحث خارج از هدف این متن است، در همین جا رها می‌کنیم.

وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْن وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّ اكَبِيرا خداوند به وسیله وحی به بنی‌اسرائیل خبر داد که دو بار در زمین فسادی بزرگ می‌کنند. برای فهم این آیه چند سوال مطرح می‌کنیم.

الْأَرْضِ کجاست؟ آیا منظور از آن فلسطین است؟ اصلا فلسطین چه نقشی در این فساد بازی می‌کند؟

عمق این فساد چه‌قدر است؟ عُلُوًّاكَبِيرا  یعنی چه؟

آیا این دو فساد بزرگ اتفاق افتاده است؟

آیات ابتدایی این سوره ظاهر و باطنی عجیب دارد. ظاهری که در نظر اول ممکن است انسان را به خطا بیاندازد. شاید حکمتی که در این بیان خداوند نهفته است. این ظاهر و باطن در ارتباط به مسجدالاقصاست. خلاصه‌اش این است که «الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَه‏» هم به مسجد الااقصای فلسطین اشاره دارد و هم اشاره ندارد! دلیل این بحث مورد نیاز ما نیست پس این را هم در همینجای بحث رها می‌کنم. اما حکمتش این است که وقتی به عبارت الْمَسْجِد در آیه 7 می‌رسیم، بدانیم که سخن از مسجدالاقصاست. اگرچه در مورد یهودیان نمی‌توان مسجد دیگری را تصور کرد.

حال سوال اینجاست که الْأَرْضِ با الْمَسْجِد با فاصله دو ایه در بینشان، چه نسبتی با هم دارند؟ آیا الْأَرْضِ همان فلسطین است؟ پاسخ این سوال هم بلی است و هم خیر! بلی چون محققا الْمَسْجِد در این قضایا نقش محوری دارد و خیر چون با کاربرد الْأَرْضِ در قرآن سازگار نیست. این عبارت در 86 آیه قرآن تکرار شده است که به جز سه آیه، در بقیه آیات به معنی کل زمین است. در یکی از آیات به صورت الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَة تخصیص خورده است. آیه دیگری نیز به صورت َاسْكُنُواالْأَرْض‏ است که اشاره به همان منصقه مقدس دارد یعنی در این زمین ساکن شوید که طبیعتا کل زمین منطور نیست. در جایی دیگر هم به صورت «فَلَنْ أَبْرَحَالْأَرْض‏» آمده است که بیشتر معنی کنایی دارد یعنی من از جایم تکان نمیخورم.

از طرفی، بنی‌اسرائیل قومی بودند که دائم در حال فساد بودند. قومی که به پیغمبرکشی معروف هستند. کار این جماعت به جایی رسید که معروف است که که هفتاد پیامبر را در یک روز قبل از سحر می‌کشتند. این جنایات و آدم‌کشی‌های آنها کم از جنایات و آدم‌کشی‌های امروزشان در فلسطین نبود. بلکه شاید عمق جنایاتشان بیشتر هم بود که پیغمبرکشی بسیار سخت‌تر از کشتن بمباران هوایی‌است! در حالیکه آیه به صراحت به این اشاره دارد که لَتَعْلُنَّع ُلُوًّا كَبِيرا. به علاوه این عمل نه در یکبار بلکه بارها و بارها انجام شده است.

این روزها به برکت رسانه‌ها، ما از بسیاری از جنایات اسرائیلیان به سرعت اطلاع پیدا می‌کنیم و حتی شماره کشتگان را به صورت دقیق می‌دانیم. در حالیکه روزهایی بود که آدمکشی بسیار آسان‌تر از این بود و کسی هم مانند رسانه‌ها به عنوان نیروی بازدارند نبود. می‌خواهم بگویم که منظور از فساد بنی‌اسرائیل در زمین در این آیه محدود به جنایاتشان در سرزمین فلسطین نمی‌شود  چرا که جنایات بسیار بزرگتری را در طول تاریخ مرتکب شده‌اند. منظور از این فساد، فسادی به پهنای زمین و به عمق فساد در فرهنگ و اقتصاد و سیاست با طعم این جنایت‌های کثیفشان در فلسطین است. بنابراین وقتی می‌گوییم فساد در زمین یعنی فسادی همه جانبه و واقعا عظیم در کل زمین و نه فقط در یک سرزمین محدود و آدم کشی و جنایت در آن. این را تا اینجا داشته باشید.

فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَناأُولِيبَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُو اخِلالَ الدِّيارِ وَكانَ وَعْداً مَفْعُولا. فساد اول منتهی به جنگی با نیکان روزگار می‌شود. چرا می‌گویم نیکان روزگار؟ زیرا در اینجا تاکید شده عِباداًلَنا. کلمه «عباد» و «عبد» در مجموع 28 بار در قرآن تکرار شده که در 27 مورد دیگر غیر از این آیه، همگی اشاره به بندگان خاص و مومن خدا دارد. به علاوه در این آیه با لَنا بر بندگی آنها تاکید شده. چه‌طور می‌توان گفت که این افراد انسان‌های معمولی بودند؟ بلکه نشان می‌دهد که از قضا انسان‌های با ایمانی بودند.

از همین جا برخی از احتمالاتی که مفسرین در مورد دو فساد بنی‌اسرائیل داده‌اند رد می‌شود. آنچه ازتاريخ بنی اسرائيل استفاده مى‏شود ايناست كه نخستين كسی كه برآنها هجوم آورد و بيتالمقدس را ويرانكرد، بخت‏النصر پادشاه بابل بود، وهفتادسال بيتالمقدس به همانحال باقی ماند، تايهود قيام كردند و آنرا نوسازى نمودند، دومين كسی كه برآنها هجوم برد قيصر روم اسپيانوس بود كه وزيرش «طرطوز» را مامور اينكار كرد، اوبه تخريب بيت المقدس و تضعيف وقتل بنی اسرائيل كمربست، واين حدود يكصد سال قبل از ميلاد بود.حوادث ديگر در تاريخ بنی اسرائيل آنچنان شديد نبود كه حكومت آنها را به كلی از هم متلاشی كند، ولی حمله بخت‏النصر، قدرت وشوكت آنها را به كلی در هم كوبيد، اين تا زمان» كورش» ادامه داشت، وپس ازآن بنی اسرائيل مجددا به قدرت رسيدند و اين وضع ادامه داشت تا بار ديگر قيصر روم بر آنها هجوم برد و حكومتشان را متلاش كرد. اینها بندگان خاص خدا بودند؟

دیگری می‌گوید که مراد ازفساد اول قتل حضرت زكريا وگروهی ديگر از پيامبران، ومنظور ازوعده نخستين، وعده انتقام الهی ازبنی اسرائيل به وسيله» بخت‏النصر» مى‏باشد، ومراد از فساد دوم شورشی است كه بعد از» آزادى بوسيله يكى ازسلاطينف ارس» مرتكب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم» انطياخوس» پادشاه روم است. اين تفسير باتفسير اول تا اندازه‏اى قابل انطباق است، ولی انطباق تاريخ»زكريا» و «يحيى» بر تاريخ» بخت النصر» و» اسپيانوس يا انطياخوس» محرز نمى‏باشد ،بلكه بنابه گفته بعضی بخت النصر معاصر «ارميا» يا «دانيال» پيامبر بوده، وقيام او حدود ششصد سال پيش از زمان يحيی صورت گرفته بنابراين چگونه قيام بخت‏النصرمى‏تواند براى انتقام خون يحيى اقدام كرده باشد.

در هر دو تفسیر بالا، نه فساد آنچنان که باید فساد است و نه حمله کنندگان بندگان خاص خدا. اگر چه حمله خاص دیگری به عظمت دو حمله فوق‌الذکر به بنی‌اسرائیل نشده است ولی فساد بنی‌اسرائیل در آن زمان آنچنان فسادی که مورد انتظار است نبوده است. اشکال این مفسرین در اینجاست که افعال این آیه را به صورت گذشته ترجمه می‌کنند. بلکه بايد فعلهاى ماضى كه درآيه ذكرشده است همه به معنى مضارع باشد،والبته اينمعنى درجايى كه فعل بعد ازحروف شرط واقع مى‏شود ازنظر ادبيات عرب بعيدنيست. اصولا این چنین با سیاق روایت سازگارتر است چه که اگر قرار بود که در غیر اینصورت آیه بسیار میهم جلوه می‌کند در حالیکه با مضارع در نظر گرفتن افعال آیه بسیار شفاف می‌شود.

تا به اینجا رسیدیم که بنی‌اسرائیل دو بار در زمین فساد خواهند کرد که احتمالا قبل از این واقع نشده است. گفتیم که عمق این فساد جهانی و همه جانبه است. یعنی در عرصه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و . . . که زمین انسانیت و انسان را بالکل مورد هجمه قرار دهد. فسادی که به علو فرعونی همراه باشد و کسی توانایی کنترل آنها را نداشته باشد. بلکه ناخواسته بسیاری آنها را مانند معبود بپرستند و اطاعت محض داشته باشند. این چنین فسادی با ظاهر آیه اول مورد بحث سازگارتر است.

نگاهی به آنچه امروز می‌گذرد بیاندازید. کارتلهای بزرگ نفتی و شرکتهای چند ملیتی، عمده نوبلیستهای اقتصاد، بسیاری از نظریه پردازان علوم سیاسی، حمایت و اطاعت ابرقدرتهای نظامی و اقتصادی، سران مکاتب سیاسی، شرکتهای بزرگ رسانه‌ای و سینمایی، شرکتهای بزرک اسلحه‌سازی به خصوص دارا بودن میزان زیادی از سلاح هسته‌ای و در یک کلام اسیر کردن دنیای علم و اقتصاد و سیاست و فرهنگ توسط چه کسانی انجام می‌شود. همین بند برای فهم فساد کبیر کفایت می‌کند! فساد کبیر که فقط آدم‌کشی نیست! اصولا انسان آواره چه فسادی می‌تواند داشته باشد؟ به نظر می‌رسد تازه این اولین فساد بلکه اولِ فساد باشد (احتمالا).

این روزها در دوران فساد اول بنی‌اسرائیل زندگی می‌کنیم (احتمالا) و باید منتظر فتح اولیه فلسطین توسط طالوتهای این زمان باشیم. آنها که أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ هستند، همانند آهن وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيد و یاران سلیمان! این رادمردان خانه به خانه به دنبال آنان که خانه را بر سر عزیزان ما خراب کردند می‌گردند و شهرک هاشان را بر سرشان خراب می‌کنند فَجاسُو اخِلالَ الدِّيارِ. این چنین برای من عبارت عِباداًلَنا معنی پیدا می‌کند. به این فکر می‌کنم بلکه یقین دارم که شما بندگان خاص خدا در این دوره از زمان را می‌شناسید. سخن کوتاه!

در مورد فساد دوم بنی‌اسرائیل بیشتر توضیح نمی‌دهم. به مقصدم رسیدم (احتمالا) و باقی آیه روشن است (احتمالا).


این متن رو دوست خوبم علیرضا، نویسنده ی وبلاگ آینه ها لطف کردن فرستادن. مطلب بسیار خوبی بود

ژوئن 7, 2010 نوشته‌شده به دست | مذهبی, سیاسی | , , , , | نوشتن دیدگاه

مرجع تقلید سبز و مسئله ی فلسطین

اطلاق لقب مرجع تقلید سبز به آیت الله منتظری از طرف جنبش سبز واقعاً از روی اعتقاد به ایشان بوده و یا تنها دستمایه ای برای مخالفت با جمهوری اسلامی ایران می باشد؟ این سوالی است که طرفداران جنبش سبز باید پاسخ دهند. هرچند که سبزها قبلاً موضع خود را در قبال مسئله ی فلسطین با شعار «نه غزه نه ایران، جانم فدای ایران» بیان کرده اند ولی می خواهیم این سوال را از آنها بپرسیم که نظر آنها در مقابل موضع گیری مرجع تقلیدشان در قبال مسئله ی فلسطین چیست.

خاطرات حضرت آیت الله العظمی منتظری، جلد 1 صفحه 730

«شعار تنها برای فلسطین کافی نیست، باید از راههای مختلف به آنها کمک مالی و تسلیحاتی کرد که این بچه های فلسطینی که با سنگ از خودشان دفاع می کنند بتوانند در مقابل اسرائیل به شکل بهتری از خودشان دفاع کنند.» …

… «مطابق نص صریح قرآن کریم یهودیان صهیونیزم همیشه این گرفتاریها را دارند و راحتی و آسایش نخواهند داشت»…

…«حضرت صادق (ع) در مورد کسانی که در نهایت یهود را منقرض میکنند می فرمایند: هم والله اهل قم، هم والله اهل قم، هم والله اهل قم.»…

توجه شود که این موضع گیری در اواخر کتاب خاطرات ایشان آمده و هیچ گاه از آن اظهار پشیمانی نکرده اند.

منتظر پاسخ دوستان خواهیم ماند.

ژوئن 2, 2010 نوشته‌شده به دست | مذهبی, سیاسی | , , , , , | نوشتن دیدگاه

نوستراداموس 2012

نوستراداموس 2012

نوستراداموس 2012 (Nostradamus 2012) مستندی است که در دو قسمت به بررسی پیشگویی های انجام شده توسط نوستراداموس پیشگوی معروف قرن شانزدهم و دیگر پیشگویی های انجام شده توسط مایاها قبل از میلاد مسیح در مورد پایان دنیا می پردازد و روند فیلم به صورت مصاحبه با افراد مشهور و نویسندگانی است که به این زمینه پرداخته اند. این مستند کل اشاراتی را که در جاهای مختلف تاریخ ستاره شناسان و پیشگوها در مورد اینکه سال 2012 پایان دوران بشر است حدود پانزده یا شانزده مورد می داند و به آنها می پردازد. محور این پیش بینی ها هم به علم نجوم و ستاره شناسی برمیگردد که با توجه به کج بودن محور چرخش زمین و تغییر درجه ی آن (هر 72 سال یک درجه)، 26000 سال طول می کشد (25920 سال = 72 سال × 360 درجه) تا زمین یک بار به طور کامل حول این محور بچرخد.


مبنای این چرخش عبور خورشید از مرکز کهکشان راه شیری در نظر گرفته شده است. در این فیلم گفته می شود که در پایان دوره ی قبل با عبور خورشید از مرکز کهکشان راه شیری (حدود 26000 سال قبل) اتفاقات مهمی از قبیل انقراض انسان های اولیه و … صورت گرفته است و پایان دوره ی ما هم دسامبر 2012 و به طور دقیق 21 دسامبر 2012 می باشد. در آخر فیلم این طور نتیجه گیری می شود که این پایان، اگر چه پایان دوره است ولی می تواند با توجه به اتفاقاتی که رخ می دهد شروع یک دوره ی جدید درخشان و آرمانی برای بشر باشد. در جایی از فیلم هم گفته می شود که این پیش بینی ها در همه ادیان جهان از جمله اسلام هم وجود دارد.

در نگاه اول شاید به نظر برسد که این پیش بینی منطبق با پیش بینی های آخرالزمانی مسلمانان در مورد مهدی هستند ولی با بررسی احادیث متوجه می شویم که گفته می شود خود حضرت هم از زمان ظهورش مطلع نیست و کسانی که برای ظهور آن حضرت زمان تعیین می کنند دروغگو خوانده شده اند. از طرف دیگر اعتماد به پیشگویی و طالع بینی در اسلام مذمت شده اند. تا اینجا مطلب جدیدی در مورد این فیلم به نظر نمیرسد ولی با دقت در مسائل سیاسی و جهانی مطرح شده در آن به نکته های جالبی می رسیم.

در قسمت دوم فیلم و با نزدیک شدن به قسمت های پایانی، همزمان با صحبت در مورد جنگ و خونریزی و قحطی و پایان دنیا و مشکلات سیاسی در دو تصویر سخنرانی محمود احمدی نژاد نشان داده می شود و یکی از مصاحبه شوندگان فیلم که یهودی است بیان می کند که ایران تهدیدی برای غرب بوده و این امر از 1500 سال قبل پیش بینی شده است.

با نزدیک شدن به تاریخ ذکر شده و ساخت فیلم های زیادی در این مورد (برای دیدن لیست این فیلم ها می توانید به سایت http://nostradamus2012.com بروید) جوی در دنیا ایجاد خواهد شد که خیلی ها منتظر اتفاقات بزرگ و سرنوشت ساز خواهند بود. اینکه کل موضوعات مطرح شده در این مورد را توطئه ای برای راه انداختن جنگ هسته ای بدانیم ممکن است خیلی بدبینانه به نظر برسد ولی با توجه به روش هایی که آمریکا و غرب حول محور اسرائیل برای سلطه بر سیاست جهانی بکار می برند، استفاده ی آنها از این جو و دامن زدن به آن بسیار محتمل به نظر می رسد.

در فیلم بارها از هولوکاست هسته ای که در پایان دنیا رخ خواهد داد، صحبت شده به اعتقاد یهودیان در مورد جنگ های آخرالزمان (آرماگدون) و جنگ های هسته ای اشاره می شود. به نظر من انتخاب عبارت «هولوکاست هسته ای» هوشمندانه بوده و گردانندگان این بازی سعی دارند با یادآوری هولوکاست یهودیان و سوزانده شدن شش میلیون یهودی (به گفته خودشان) و اینکه اکنون هم ایران مهم ترین تهدید برای بقای آنهاست، حق خود را برای راه انداختن یک هولوکاست هسته ای علیه مسلمانان و ایران محفوظ بدارند.

ژوئن 1, 2010 نوشته‌شده به دست | مذهبی, نقد فیلم, سیاسی | , , , | 8 دیدگاه

   

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.